قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
222
تاريخ نگارستان ( فارسى )
حسب فرمان جوجى از جانب دشت قبچاق و خزر و جغتاى و اوكتاى از اطراف و اردوى بزرك از راه راست در حركت آمده تا سه ماه راه شكار ميراندند و چون بصحراى يغلان يازى بهم رسيده جوجى سركرده رسيد و جرگه در منزل اوقا بهم پيوسته مدعاى خان آن بود كه با خوانين و مخصوصان شكار راند و ساير لشكريان در حراست نخجير از خود بتقصيرى راضى نميشدند نعوذ باللّه اگر جانور از قشون كسى بدر رفتى امير تومان و هزارهها و مجنده در معرض خطاب و عتاب درآمده گاه بودى كه بعضى از ايشان بياسا رسيدندى و اگر در تسويهء صفوف اندك اهمالى ورزيده قدمى پيش يا پس نهادندى سر بباد دادندى [ 396 - رفتن جوجى بدشت قبچاق . ] 396 من النوادر گويند كه چون جوجى از خدمت خان جداشده بدشت قبچاق رفته بود از در خوارزم تا اقصاى چين و بلغار در حوزهء تصرف و اقتدار درآورده بحكومت آن ممالك اشتغال داشت در اينوقت كه باردوى كيهان پوى رسيد بعد از فيصل كاروبار به خدمت پدر كامكار مشرف شده پيشكش و تحف بيشمار از تنسوقات آنديار بعرض رسانيد و از چهارپا صد هزار اسب از آن جمله هزارش خنگ و يكرنك بود پيشكش كرد . [ 397 - به شكار پرداختن مغولان . ] 397 و منها گويند در حينى كه شهزادگان كشورگشاى جغتاى و اوكتاى در حوالى بخارا در كول مركبى براى تغيير هوا رفته بودند و در آنجا بساط عيش و كامرانى گسترده اكثر اوقات به شكار و جانور پرانيدن اشتغال داشتندى و هر هفته موازى پنجاه شتر پر قو بر سبيل تبرك بملازمت خان روان داشتندى . [ 398 - مراجعت خان به محل خود . ] 398 حكايت خان در ذيحجه 621 سنهء احدى و عشرين و ستمأة مطابق لوىئيل به يورت اصلى خود نزول نمود و بديدار خواتين و احفاد كه مدت هفت سال از ايشان جدا شده بود مسدود گرديد و در خلال آنحال خبر عصيان شيدرقو خان حاكم قاشين مجددا به گوش او رسيد هنوز از مشقت و يورش عجم فراغت نكرده بود كه با لشكرى در كثرت چون نمل و در وفور همچون رمل بدانسوى حركت نمود و حاكم قاشين نيز موازى پانصد هزار سوار كينهگذار مجتمع گردانيد و باستقبال شتافت و فريقين متقارب گشته به ياد حملهء مبارزان نيران محاربه اشتعال يافت دهان اجل بر امل خندان و ديدهء جهان ، خون بر جوانان گريان گرديد چون اعتقاد زمرهء اتراك آنست كه چون صد هزار آدمى كشته گردند از آن جمله يكى بفرق سر بايستد و بعقيدهء ايشان در آن واقعهء عظمى سه نفر از جنود شيدرقو خان بفرق سر ايستاده بودند غرض سيصد هزار نفر در آن نبرد كشته شدند . [ 399 - ايلك خان و سلطان محمود غزنوى . ] 399 تمثيل گويند چون پادشاه تركستان و ماوراء النهر ايلك خان كه معاصر سلطان محمود غزنوىست درگذشت و برادرش طغان خان فرمانروا گرديد بعد از چندگاه بمرضى مبتلا شده كفار چين دندان طمع در ملك او تيز